<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>چمران-الكترو كامپ</title>
<link>http://ch-electrocomp.blogfa.com/</link>
<description>وبلاگ آموزشی و تخصصی  كامپيوتر و برق</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Sat, 16 May 2009 15:12:08 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>الگوریتم اجتماع مورچه (Ant Colony Algorithm)</title>
<link>http://ch-electrocomp.blogfa.com/post-54.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;B&gt;6&lt;/B&gt; –&lt;B&gt; الگوریتم اجتماع مورچه (&lt;/B&gt;Ant Colony Algorithm&lt;B&gt;)&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;B&gt; 6-1- معرفی&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;یکی از مسائلی که به­وسیله­ی زیست­شنا­سان مورد مطالعه قرار گرفته است درك این موضوع است که چگونه موجودات تقریبا کور مانند مورچه­ها کوتاه­ترین مسیر را از لانه­ی خود تا منبع غذا و بر عکس پیدا می­کنند.آن­ها پی بردند که یک رسانه براي ابلاغ اطلاعات بین تک­تک مورچه­ها مورد استفاده قرار می­گیرد و براي تصمیم­گیري درمورد این­که کدام مسیر را انتخاب کنند به­کار می­رود که آن رسانه عبارت است از بو(اثر) ماده­اي به­نام &lt;B&gt;فرومون&lt;/B&gt;&lt;A title=&quot;&quot; name=_ftnref1&gt;&lt;I&gt;&lt;B&gt;[1]&lt;/B&gt;&lt;/I&gt;&lt;/A&gt;&lt;B&gt;.&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;الگوریتم­های لانه­ی مورچه از جمله روش­های فرامکاشفه­ای هستند که برای حل مسایل بهینه­سازی سخت پیشنهاد شده­اند. این الگوریتم­ها در آغاز از رفتارهای اجتماعی پشت سرهم قرار گرفتن و تعقیب کردن الهام گرفته شد، که در جامعه­ی مورچگان مشاهده گردید. یک اجتماع از عامل­های&lt;A title=&quot;&quot; name=_ftnref2&gt;[2]&lt;/A&gt; ساده (&lt;I&gt;مورچه­ها&lt;/I&gt;) به طور غیر مستقیم از طریق تغییرات پویای (دینامیکی) محیط ارتباط برقرار می­کنند (&lt;I&gt;رد پاهایی از فرومون&lt;/I&gt;) و بنابراین بر اساس تجربه­ی اجتماعی آن­ها، یک راه­حل برای یک مسئله ارائه می­دهند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;نخستین الگوریتم از این نوع (سامانه­ی مورچه) برای مسئله­ی فروشنده­ی دوره­گرد طراحی شد،  اما نتایجش چندان امیدبخش نبود.  &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;B&gt;6-2- ویژگی­های الگوریتم&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;این الگوریتم داراي ویژگی­هاي زیر است:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;·         چند منظوره است، به عبارت دیگر می­تواند براي انواع مشابه یک مسئله به­کار رود.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;·         قوي است، یعنی با کمترین تغییرات براي دیگر مسائل بهینه­سازي ترکیبی به کار برده می­شود.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;·         روشی مبتنی بر جمعیت است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;B&gt;6-3- رفتار طبیعی مورچه&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;یک مورچه در حال حرکت مقداري فرومون دراندازه­هاي گوناگون از خود بر روي زمین باقی می­گذارد و بدین ترتیب مسیر را به­وسیله­ی بوي این ماده مشخص می­سازد. هنگامی که یک مورچه به­طور تصادفی  و تنها حرکت می­کند با روبه­رو شدن با مسیري که توسط مورچه یا مورچه­هاي قبلی انتخاب شده و داراي بوي فرومون است به احتمال زیاد آن را  انتخاب می­کند و با فرومونی که خود بر جاي می­گذارد بوي آن را در مسیر مذکور تقویت می­نماید.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;وقتی رفتار جمعی پدید می­آید، گونه­ای از رفتار خود تقویتی است، یعنی هرچه مورچه ها بو(اثر) ماده­ی مذکور را دنبال کنند آن بو براي مورچه­هاي پیرو آنها جذاب­تر خواهد بود. فرایند گفته شده به وسیله­ی یک حلقه توصیف می­شود، یعنی احتمال این­که یک مورچه یک مسیر را انتخاب کند متناسب باتعداد مورچه­ها­یی که قبلا آن مسیر را انتخاب کرده­اند افزایش می­یابد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;ایده این است که اگر در یک نقطه معین یک مورچه مجبور است از بین مسیرهاي مختلف یکی را انتخاب کند­، مسیرهایی را که توسط مورچه­هاي قبلی بیش­تر انتخاب شده­اند، به عبارت دیگر سطح بوی آن­ها بالاتر است، با احتمال بیش­تري انتخاب خواهد کرد. به­علاوه سطح فرمون بالاتر معادل مسیر­هاي کوتاه­تر خواهد بود.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;بدین ترتیب کوتاه­ترین مسیر توسط مورچه­ها انتخاب می­شود. الگوریتم­هایی که ارائه خواهد شد از اجتماع مورچه­ی واقعی سر­چشمه گرفته­اند. سامانه­ی مورچه­ی ارائه شده با استفاده از اجتماع مورچه­ی مصنوعی چند تفاوت عمده با نوع طبیعی آن خواهد داشت:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;1. مورچه­هاي مصنوعی مقداري حافظه خواهند داشت،&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;2. آن­ها کاملا کور نیستند،&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;3. آن­ها در محیطی زندگی می­کنند که زمان گسسته است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;B&gt;6-4- سامانه­ی&lt;/B&gt; &lt;B&gt;مورچه&lt;/B&gt;&lt;A title=&quot;&quot; name=_ftnref3&gt;&lt;B&gt;[3]&lt;/B&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;در اين بخش سامانه­ی مورچه معرفي می­شود و از مسئله­ی فروشنده­ی دوره­گرد به­عنوان معيار استفاده مي­­گردد. در مسئـله­ی فروشنده­ی دوره­گرد، يك فروشنده سفر خود را از يك شهر آغاز می­کند و پس از يك سفر كامل دوباره به شهر خودش باز مي­گردد و از هر شـهر فـقط يك­بار عبور مي­كند و در ضمن بايد از همه­ی شهرها عبور كند. هدف يافتن كوتاه­ترين مسير براي اين سفر است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;هر مورچه يك نماينده­ی ساده باويژگي­هاي زير است:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;1.        يك شهر را براي رفتن انتخاب مي­كند كه تابعي از فاصله­­ی شهر و مقداربوی (اثر) موجود در آن مسير است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;2.        براي واداركردن مورچه­ها جهت انجام سفرهاي منطقي، سفر به شهرهايي كه يك­بار از آن­ها عبوركرده است ممنوع می­شود.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;3.     هنگامي كه يك مورچه يك سفركامل انجام مي­دهد مقداري فرمون برروي هرمسير  و  بر جای مي­گذارد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;در ضمن در طبیعت هر چه از مدت زمان گذاشته شدن فرومون بگذرد بو و اثر آن کمتر می­گردد، دلیل آن هم تبخیر این ماده است، پس در الگوریتم زمان نیز موجب کاهش اولویت برخی مسیرها و افزایش اولویت مسیرهای دیگر نسبت به آن­ها می­گردد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;برای این­که شرط تکراری نبودن شهرها و نیز گذشتن از همه­ی آن­ها برقرار گردد، به هر مورچه یک لیست ممنوع نسبت داده می­شود که دارای شهرهای عبور کرده می­باشد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;B&gt;6-5- بیان الگوریتم&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;با توجه به تعاريف بخش پیش الگوريتم­ها معرفي مي­شوند. در زمـان صفر يعني مرحله شروع، مورچه­ها درشـهرهاي مختـلف مستقر مي­شوند و ارزش اوليه­ی شدت بو(اثر) بر روي مسيرها تعیین می­گردد. شهر آغازين به عنوان اولين عنصر وارد ليست مي­شود. سپس هرمورچه از شهر  با تابع احتمال   به سمت شهر  حرکت می­کند، كه خود تابعي از دو معيار مطلوبيت است: يكي احتمال اين­كه در گذشته چه تعداد مورچه از مسير رفته­اند، ديگري قابليت رويت&lt;A title=&quot;&quot; name=_ftnref4&gt;[4]&lt;/A&gt; كه مي­گويد شهرهاي نزديك براي مورچه­ها مطلوب­تراند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;بعد از  تكرار همه­ی مورچه­ها يك سفر كامل انجام داده­ا­ند وليست ممنوع آ­ن­ها پرشده ا­ست. همچنين كوتـاهترين مسير يافته­شـده به­وسيله­ی مورچه­ها ذخيره شده و ليست­هاي ممنوع خالي مي­شوند. اين فرايند تا زماني كه تعداد سيكل­ها به حداكثر خود برسد يا همه مورچه­ها يك سفر يك­سان انجام دهند ادامه مي­يابد. اين حالت رارفتار ركودي مي­نامند زيرا الگوريتم جستجوي راه­حل­هاي ديگر را متوقف مي­كند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;قابل ذکر است که سه نوع الگوریتم مورچه وجود دارد: 1. چگالی مورچه&lt;A title=&quot;&quot; name=_ftnref5&gt;[5]&lt;/A&gt;، 2. تعداد مورچه&lt;A title=&quot;&quot; name=_ftnref6&gt;[6]&lt;/A&gt;، 3. دور مورچه&lt;A title=&quot;&quot; name=_ftnref7&gt;[7]&lt;/A&gt;.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;در دو الگوريتم اول مقدار فرمون در پايان هر تكرار تعديل مي­شود. اما در الگوريتم سوم پس از پايان يك دور اين عمل انجام مي­گيرد. پس از انجا­م شدن چند دور فقط به مورچه­اي كه بهترين مسير را مي­پيمايد اجازه ترشح­كردن فرمون داده مي­شود، اين عمـل به منظور جـهت­دار كردن جستجو انجام مي­گيرد يعني با اين كار مورچه­ها در همسايگي بهترين مسـيري كه تاكـنون پیدا شـده است بـه جستـجو مـي­پردازند. دو الگوريتم اول دقيقا مثل هم هستند و فقط از لحاظ تعديل­كردن (به­روزرسانی) فرومون با هم  متفاوت­اند  .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;B&gt;6-6- حالت کلی الگوریتم&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;الگوریتم اجتماع مورچگان دارای سه بخش اصلی زیر است:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;1.        بخش مقداردهی اولیه، که عبارت است از تشکیل گرافی که بر اساس مسئله­ی بهینه­سازی ترکیبی در دست بررسی و پارامترها، با توجه به ارزش­های اولیه­اشان، ساخته می­شود،&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;2.        بخش ایجاد راه­حل، که در آن هر مورچه راه­حل خودش را برای مسئله تولید می­کند، و تا زمانی که همه­ی مورچه­ها راه­حل خود را کامل کنند ادامه می­یابد،&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;3.        بخش به­روزرسانی فرومون، که طی آن دنباله­ی فرومون متناظر با هر اتصال در گراف ساختمان بر اساس قانون به روز رسانی، به روز خواهد شد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;B&gt;6-7- مقایسه با دیگر روش­های فرامکاشفه­ای&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;الگوریتم کلونی مورچه دارای ویژگی­هایی در مقایسه با دیگر روش­های فرامکاشفه­ای است:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;1.        محاسبات گسسته در طبیعت،&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;2.        فرایند تجزیه­ی واکنش توسط یکی از محصولات خودش&lt;A title=&quot;&quot; name=_ftnref8&gt;[8]&lt;/A&gt;،&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;3.        استفاده از جستجوی حریصانه و اطلاعات اکتشافی سازنده (آگاهانه).&lt;/P&gt;
&lt;DIV align=justify&gt;&lt;BR clear=all&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=justify&gt;
&lt;HR width=&quot;33%&quot; SIZE=1&gt;
&lt;/DIV&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;A title=&quot;&quot; name=_ftn1&gt;[1]&lt;/A&gt; Pheromones &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;A title=&quot;&quot; name=_ftn2&gt;[2]&lt;/A&gt; agent&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;A title=&quot;&quot; name=_ftn3&gt;[3]&lt;/A&gt; Ant System&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;A title=&quot;&quot; name=_ftn4&gt;[4]&lt;/A&gt; Visibility&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;A title=&quot;&quot; name=_ftn5&gt;[5]&lt;/A&gt; Ant Density&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;A title=&quot;&quot; name=_ftn6&gt;[6]&lt;/A&gt; Ant Quantity&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;A title=&quot;&quot; name=_ftn7&gt;[7]&lt;/A&gt; Ant Cycle&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;A title=&quot;&quot; name=_ftn8&gt;[8]&lt;/A&gt; Autocatalytic&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 16 May 2009 15:12:08 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=ch-electrocomp&amp;postid=54</comments>
<dc:creator>ch-electrocomp</dc:creator>
<guid>http://ch-electrocomp.blogfa.com/post-54.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>جستجوی تابو (Tabu Search)</title>
<link>http://ch-electrocomp.blogfa.com/post-53.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;A name=_Toc226283450&gt;&lt;B&gt; جستجوی تابو (&lt;/B&gt;&lt;/A&gt;Tabu Search&lt;B&gt;)&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;A name=_Toc226283451&gt;&lt;B&gt; تاریخچه&lt;/B&gt;&lt;/A&gt;&lt;B&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;جستجوی تابو نخستین بار توسط فرد گلوور&lt;A title=&quot;&quot; name=_ftnref1&gt;[1]&lt;/A&gt; در مقاله­ی منتشر شده در سال 1986]گلوور،1986[ بیان شد، البته این مقاله از بسیاری نظریه­های پیشنهادی در گذشته طی دهه­ی 60 استفاده کرده بود. دو مقاله­ای ]گلوور،1989،گلوور،1990[ که عنوان آنها جستجوی تابو بود بسیاری از اصولی را که امروزه شناخته شده­اند، بیان کردند. برخی از این اصول اقبال چندانی را برای مدت طولانی در میان جامعه­ی علمی به­دست نیاورد. در واقع، در نیمه­ی نخست دهه­ی 90، بیشتر کارهای تحقیقاتی در زمینه­ی جستجوی تابو، دامنه­ی کوچکی از اصول این روش&lt;A title=&quot;&quot; name=_ftnref2&gt;[2]&lt;/A&gt; را به کار می­گرفت؛ که عموما محدود به یک &lt;I&gt;لیست تابو&lt;/I&gt;&lt;A title=&quot;&quot; name=_ftnref3&gt;&lt;I&gt;&lt;B&gt;[3]&lt;/B&gt;&lt;/I&gt;&lt;/A&gt;&lt;I&gt; &lt;/I&gt; و یک &lt;I&gt;شرط تکاملی&lt;/I&gt;&lt;A title=&quot;&quot; name=_ftnref4&gt;&lt;I&gt;&lt;B&gt;[4]&lt;/B&gt;&lt;/I&gt;&lt;/A&gt;&lt;I&gt; &lt;/I&gt;ساده بود.&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 04 May 2009 19:36:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=ch-electrocomp&amp;postid=53</comments>
<dc:creator>ch-electrocomp</dc:creator>
<guid>http://ch-electrocomp.blogfa.com/post-53.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>شبیه سازی حرارتی Simulated Annealing</title>
<link>http://ch-electrocomp.blogfa.com/post-52.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=justify&gt;شبیه سازی حرارتی Simulated Annealing&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;تاریخچه&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;ساختارهای پیچیده­ی فضای پیکر­بندی&lt;A title=&quot;&quot; name=_ftnref1&gt;[1]&lt;/A&gt; مربوط به مسایل بهینه­سازی سخت، شباهت­هایی را با پدیده­های فیزیکی تداعی می­کند، که همین امر سه محقق – اس.کرک پاتریک، سی.دی. گلات و ام.پی. وکی&lt;A title=&quot;&quot; name=_ftnref2&gt;[2]&lt;/A&gt;- از انجمن  IBM را به ارائه­ی روش تکرارشونده­ی جدیدی در سال 1982و انتشار آن در سال 1983 سوق داد: یعنی همان شبیه­سازی حرارتی [کرک پاتریک و دیگران، 1983]، که می­تواند از بهینگی (کمینگی) محلی&lt;A title=&quot;&quot; name=_ftnref3&gt;[3]&lt;/A&gt; خارج شود. کار مشابهی به طور جداگانه و در همان زمان توسط وی.کرنی&lt;A title=&quot;&quot; name=_ftnref4&gt;[4]&lt;/A&gt;  انجام شد که در سال 1985 منتشر گشت. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;از همان آغاز پیدایش، شبیه­سازی حرارتی کارایی خود را در زمینه­های گوناگونی همچون طراحی مدارهای الکترونیکی، پردازش تصویر، جمع­آوری زباله­های خانگی، و ... ثابت کرده است. در عوض آشکار شد که این روش برای حل مسایل بهینه­سازی ترکیبی خاصی بیش از حد حریصانه و یا در واقع ناتوان است که این مسایل با روش­های اکتشافی ویژه­ای بهتر حل می­شوند.&lt;/P&gt;
&lt;DIV align=justify&gt;&lt;FONT color=#cc0033&gt;ادامه ی مطلب را نیز نگاه کنید.&lt;/FONT&gt;&lt;BR clear=all&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=justify&gt;
&lt;HR width=&quot;33%&quot; SIZE=1&gt;
&lt;/DIV&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;A title=&quot;&quot; name=_ftn1&gt;[1]&lt;/A&gt; Configuration space&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;A title=&quot;&quot; name=_ftn2&gt;[2]&lt;/A&gt; S.Kirkpatrick, C.D. Gelatt and M.P. Vecchi&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;A title=&quot;&quot; name=_ftn3&gt;[3]&lt;/A&gt; Local minima&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;A title=&quot;&quot; name=_ftn4&gt;[4]&lt;/A&gt; V. Cerny&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 10 Apr 2009 20:16:51 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=ch-electrocomp&amp;postid=52</comments>
<dc:creator>ch-electrocomp</dc:creator>
<guid>http://ch-electrocomp.blogfa.com/post-52.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>از ژنتیک تا مهندسی</title>
<link>http://ch-electrocomp.blogfa.com/post-51.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;B&gt;از ژنتیک تا مهندسی&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;تکامل زیستی چنان موجودات پیچیده و مختاری را تولید کرده است که می­توانند مسایل سخت و شگفت­آوری را حل کنند، از جمله سازگاری مداوم با محیط­های پیچیده، مبهم و همواره در حال دگرگونی. به همین خاطر، موجودات ممتاز، هم­چون پستانداران، از توانایی­های شگفت­آوری در الگوشناسی&lt;A title=&quot;&quot; name=_ftnref1&gt;[1]&lt;/A&gt;، یادگیری و هوش برخوردار هستند. دامنه­ی گسترده­ی وضعیت­هایی که زندگی با آن­ها سازگار است نشان می­دهد که فرایند تکامل قدرتمند است و هم­چنین می­تواند دسته­های بسیاری از مسایل را حل کند. این امر به کسی که جهان زنده را مشاهده می­کند اجازه­ی تصور این موضوع را می­دهد که برای ساخت سامانه­های پیچیده و کارامد به گونه­ای رضایت­بخش، به غیر از ایجاد فرایندهای دقیق، که به تدریج از دانش کیفی مربوط به قوانین طبیعت به­دست آمده­اند،  راه­های دیگری نیز وجود دارد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;بر اساس نظریه­ی سی. داروین&lt;A title=&quot;&quot; name=_ftnref2&gt;[2]&lt;/A&gt; [داروین، 1859]، سازوکار اصلی تکامل موجودات زنده بر پایه­ی رقابتی است که سازگازترین افراد به محیطشان را انتخاب می­کند در حالی که هنگام انتقال ویژگی­های مفید به فرزندان که موجب بقای والدین می­شود، یک نژاد تضمین می­گردد.  این سازوکار وراثت، به ویژه، بر پایه­ی گونه­ای از همکاری است که با تکثیر جنسی انجام می­گردد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;فرضی که نظریه­ی داروین برای سازوکار تکامل به شمار آورد، که با دانش کنونی ژنتیک نیز غنی شده است، هنوز تایید نشده است. هیچ کس تا امروز تایید نکرده است که این ساز­و­کارها به طور کامل شناخته شده­اند و دیگر هیچ پدیده­ی مهم دیگری پنهان نمانده است. از این­رو مثلا لازم بود که مدت زمان زیادی  بگذرد تا بفهمیم که پرندگان چگونه پرواز می­کنند، که دلیل آن چندان به خاطر برخورد باد با بال­هایشان نبود، که دلیلی قابل مشاهده و گمراه کننده را ایجاد می­کند، بلکه دلیل آن شکل بال­های آن­ها بود، که پدیده­ی مطلوب ایرودینامیک&lt;A title=&quot;&quot; name=_ftnref3&gt;[3]&lt;/A&gt; را موجب می­شود. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;با  این­حال، نئو- داروینیسم&lt;A title=&quot;&quot; name=_ftnref4&gt;[4]&lt;/A&gt; تنها نظریه­ی تکاملی است که تاکنون هرگز نقض نشده است. توسعه­ی ماشین­حساب­های الکترونیکی مطالعه­ی این نظریه را در شبیه­سازی آسان کرد و برخی پژوهش­گران، خیلی پیش­تر در دهه­ی 1950، علاقه­مند به آزمودن آن بر روی مسایل مهندسی بودند. اما این کار چندان راضی­کننده نبود و دلیل آن هم دانش ناکافی از ژنتیک طبیعی در آن زمان و نیز کارایی ضعیف ماشین­حساب­های موجود بود. به­علاوه، آهستگی بسیار زیاد تکامل این تفکر را که چنین فرایندی بتواند به خوبی مورد استفاده قرار گیرد، فلج کرد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;طی دهه­های 1960 و 1970، که ماشین­حساب­های با قدرت معتبر پا به عرصه­ی وجود نهادند، تلاش­های بسیاری برای مدل­سازی فرایند تکامل صورت گرفت. در میان آن­ها، سه زمینه به­طور مستقل پدیدار شد، که تا آغاز دهه­ی 1990، از دید یک­دیگر پنهان بودند:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;·         استراتژی­های تکـامل&lt;A title=&quot;&quot; name=_ftnref5&gt;[5]&lt;/A&gt; (EA) از اچ. پی. شوفل&lt;A title=&quot;&quot; name=_ftnref6&gt;[6]&lt;/A&gt;  و آی. ریچنبرگ&lt;A title=&quot;&quot; name=_ftnref7&gt;[7]&lt;/A&gt; [ریچنبرگ، 1965، بیر، 2001] که در میـانه­ی دهه­ی 1960 هم­چون یـک روش بهینه­سازی برای مسایلی که از پارامترهای پیوسته­ی مختلفی استفاده می­کنند، طراحی شد؛&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;·         برنامه­نویسی تکاملی&lt;A title=&quot;&quot; name=_ftnref8&gt;[8]&lt;/A&gt; (EP) از ال. جی، فوگل&lt;A title=&quot;&quot; name=_ftnref9&gt;[9]&lt;/A&gt; و دیگران [فوگل و دیگران، 1966] که توانست، در میانه­ی دهه­ی 1960، ساختار ماشین­های با حالات محدود&lt;A title=&quot;&quot; name=_ftnref10&gt;[10]&lt;/A&gt; را به وسیله­ی انتخاب­ها و جهش&lt;A title=&quot;&quot; name=_ftnref11&gt;[11]&lt;/A&gt; های مکرر گسترش دهد؛ که این امر برای آغاز دورانی در زمینه­ی دیگری از هوش­ مصنوعی مطلوب بود.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;·         الگوریتم ژنتیک&lt;A title=&quot;&quot; name=_ftnref12&gt;[12]&lt;/A&gt;(GA) که در 1975 توسط جی. اچ. هالند&lt;A title=&quot;&quot; name=_ftnref13&gt;[13]&lt;/A&gt; [هالند، 1992] ارائه شد، با هدف درک ساز­و­کار موجود در زیر­سامانه­های خود-سازگار&lt;A title=&quot;&quot; name=_ftnref14&gt;[14]&lt;/A&gt; ارایه شد.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;از آن پس، بر اساس مسایل مختلفی که یابندگان این روش­ها و شاگردانشان با آن­ها برخورد داشتند، این روش­ها دست­خوش تغییرات بسیاری شدند. &lt;/P&gt;
&lt;DIV align=justify&gt;&lt;BR clear=all&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=justify&gt;
&lt;HR width=&quot;33%&quot; SIZE=1&gt;
&lt;/DIV&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;A title=&quot;&quot; name=_ftn1&gt;[1]&lt;/A&gt; Patern Recognization&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;A title=&quot;&quot; name=_ftn2&gt;[2]&lt;/A&gt; C. Darwin&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;A title=&quot;&quot; name=_ftn3&gt;[3]&lt;/A&gt; Aerodynamic&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;A title=&quot;&quot; name=_ftn4&gt;[4]&lt;/A&gt; Neo-Darwinism&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;A title=&quot;&quot; name=_ftn5&gt;[5]&lt;/A&gt; Evolution Strategies&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;A title=&quot;&quot; name=_ftn6&gt;[6]&lt;/A&gt; H. P. Schwefel&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;A title=&quot;&quot; name=_ftn7&gt;[7]&lt;/A&gt; I. Rechenberg&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;A title=&quot;&quot; name=_ftn8&gt;[8]&lt;/A&gt; Evolutionary programming&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;A title=&quot;&quot; name=_ftn9&gt;[9]&lt;/A&gt; L. J. Fogel&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;A title=&quot;&quot; name=_ftn10&gt;[10]&lt;/A&gt; Finite-state Automata&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;A title=&quot;&quot; name=_ftn11&gt;[11]&lt;/A&gt; mutation&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;A title=&quot;&quot; name=_ftn12&gt;[12]&lt;/A&gt; Genetic Algorithm&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;A title=&quot;&quot; name=_ftn13&gt;[13]&lt;/A&gt; J. H. Holland&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;A title=&quot;&quot; name=_ftn14&gt;[14]&lt;/A&gt; Self-adaptive&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 30 Mar 2009 20:59:56 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=ch-electrocomp&amp;postid=51</comments>
<dc:creator>ch-electrocomp</dc:creator>
<guid>http://ch-electrocomp.blogfa.com/post-51.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>با تاخیر... سال نو خوش!</title>
<link>http://ch-electrocomp.blogfa.com/post-50.aspx</link>
<description>با درود!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;نوروز را به همه ی مردم شاد باش می گویم!&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG height=164 alt=&quot;نوروز شاد باد&quot; hspace=0 src=&quot;http://tbn2.google.com/images?q=tbn:6U-eVqGQV86ARM:http://farm4.static.flickr.com/3206/2351099585_713e766e4b_o.jpg&quot; width=235 align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 30 Mar 2009 20:56:52 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=ch-electrocomp&amp;postid=50</comments>
<dc:creator>ch-electrocomp</dc:creator>
<guid>http://ch-electrocomp.blogfa.com/post-50.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>جستجوی تابو (Tabu Search)</title>
<link>http://ch-electrocomp.blogfa.com/post-49.aspx</link>
<description>
&lt;P dir=rtl ?&gt;در این پست ترجمه ای از مقدمه ی بخش اختصاص یافته به جستجوی تابو از کتاب روش های اکتشافی برای مسایل بهینه سازی سخت را که در واقع تاریخچه ای از تلاش های انجام شده در پیدایش این روش است، قرار می دهم .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl ?&gt; جستجوی تابو (Tabu Search)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl ?&gt;[1]&lt;/A&gt; در مقاله ی منتشر شده در سال 1986]گلوور،1986[ بیان شد، البته این مقاله از بسیاری از نظریه های پیشنهادی گذشته طی دهه ی 60 استفاده کرده بود. دو مقاله ای]گلوور،1989،گلوور،1990[ که عنوان آنها جستجوی تابو بود بسیاری از اصولی که امروزه شناخته شده اند،بیان کردند.برخی از این اصول اقبال چندانی را برای مدت طولانی در میان جامعه ی علمی به دست نیاورد. در واقع، در نیمه ی نخست دهه ی 90، بیشتر کارهای تحقیقاتی در زمینه ی جستجوی تابو، دامنه ی کوچکی از اصول این روش&lt;A href=&quot;file:///C:/Users/vahid/Desktop/Programs/metaheuristics/Tabu%20Search.docx#_ftn2&quot; name=_ftnref2&gt;[2]&lt;/A&gt; را به کار می گرفت؛ که عموما محدود به یک &lt;EM&gt;لیست تابو&lt;A href=&quot;file:///C:/Users/vahid/Desktop/Programs/metaheuristics/Tabu%20Search.docx#_ftn3&quot; name=_ftnref3&gt;&lt;STRONG&gt;[3]&lt;/STRONG&gt;&lt;/A&gt; &lt;/EM&gt; و یک &lt;EM&gt;شرط تکاملی&lt;A href=&quot;file:///C:/Users/vahid/Desktop/Programs/metaheuristics/Tabu%20Search.docx#_ftn4&quot; name=_ftnref4&gt;&lt;STRONG&gt;[4]&lt;/STRONG&gt;&lt;/A&gt; &lt;/EM&gt;پایه بود.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl ?&gt;[5]&lt;/A&gt; در سازمان فدرال تکنولوژی سوییس&lt;A href=&quot;file:///C:/Users/vahid/Desktop/Programs/metaheuristics/Tabu%20Search.docx#_ftn6&quot; name=_ftnref6&gt;[6]&lt;/A&gt;،لاسن&lt;A href=&quot;file:///C:/Users/vahid/Desktop/Programs/metaheuristics/Tabu%20Search.docx#_ftn7&quot; name=_ftnref7&gt;[7]&lt;/A&gt;، در اواخر دهه ی 80 صورت گرفت.در حقیقت مقاله ی گلوور، کاشف روش، در زمانی که هنوز &quot;فرهنگ اکتشافی&lt;A href=&quot;file:///C:/Users/vahid/Desktop/Programs/metaheuristics/Tabu%20Search.docx#_ftn8&quot; name=_ftnref8&gt;[8]&lt;/A&gt; &quot;  وجود نداشت ، به خوبی درک نشد. بنابراین یک عامل اعتباری مهم برای شهرت  روش اصلی به [هرتز&lt;A href=&quot;file:///C:/Users/vahid/Desktop/Programs/metaheuristics/Tabu%20Search.docx#_ftn9&quot; name=_ftnref9&gt;[9]&lt;/A&gt; و دِ ورا، 1987، هرتز و دِ ورا، 1991، هرتز و دِ ورا، 1989]  مریوط می شود که به طور قطع نقش بزرگی در انتشار روش ایفا کردند. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl ?&gt;[10]&lt;/A&gt;،1990، تایرد،1991،تایرد،1993،تایرد،1994]، که موجب افزایش اقبال جامعه ی تحقیقاتی به این روش شد.&lt;/P&gt;
&lt;DIV&gt;در آغاز دهه ی90 این روش به کانادا و به طور دقیق تر به مرکز تحقیقات ترابری در مونترال ، جایی که پژوهشگران فوق دکترا از از گروه دی.دِ ورا در این زمینه کار می کردند، برده شد.در این مرحله پایگاه دیگری از علاقه مندی به زمینه ی جستجوی تابو به وجود آمد. سپس این روش به سرعت در میان جامعه ی تحقیقاتی گسترش یافت و این گسترش با انتشار نخستین کتاب، که کاملا به جستجوی تابو اختصاص داشت، به اوج خود رسید[گلوور اِت ال.،1993].&lt;BR&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV&gt;
&lt;DIV&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;آنچه که به طور قطع جستجوی تابو را از روش جستجوی شبیه سازی حرارتی (در پست های بعدی بیشتر توضیح داده خواهد شد) متمایز می سازد این است که جستجوی تابو دارای هوشمندی است.  در واقع، تمایل زیادی به هدایت یک جستجوی تکرارشونده&lt;A name=_ftnref1&gt;&lt;/A&gt;&lt;A href=&quot;file:///C:/Users/vahid/Desktop/Programs/metaheuristics/Tabu%20Search.docx#_ftn1&quot;&gt;[11]&lt;/A&gt; به سمت جلو، جهت مناسب،  به گونه ای که جستجو تنها توسط احتمال و مقدار یک تابع هدف&lt;A name=_ftnref2&gt;&lt;/A&gt;&lt;A href=&quot;file:///C:/Users/vahid/Desktop/Programs/metaheuristics/Tabu%20Search.docx#_ftn2&quot;&gt;[12]&lt;/A&gt;، که باید بهینه شود، هدایت نگردد، وجود دارد. توسعه ی جستجوی تابو با دو چالش همراه است: نخست اینکه، همچون هر جستجوی تکرارشونده ای، نیاز است که موتور جستجو، یعنی همان رویه ی سنجش راه حل های همسایه، عاملی موثر می باشد؛ دوم اینکه،  بخش هایی از دانش ما در مورد مساله ی تحت مطالعه باید به رویه ی جستجو منتقل گردد تا اینکه این رویه در ناحیه ای نادرست از فضای راه حل ها محصور نشود. از سویی دیگر، روند باید به طور هوشمند در فضای راه حل هدایت شود&lt;/P&gt;&lt;BR&gt;
&lt;DIV id=ftn2&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;HR SIZE=1&gt;

&lt;DIV id=ftn1&gt;
&lt;P ?&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot;&gt;[1]&lt;/A&gt;  Fred Glover&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV id=ftn2&gt;
&lt;P ?&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot;&gt;[2]&lt;/A&gt;  technique&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV id=ftn3&gt;
&lt;P ?&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot;&gt;[3]&lt;/A&gt;   tabu list&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV id=ftn4&gt;
&lt;P ?&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot;&gt;[4]&lt;/A&gt;   aspiration condition&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV id=ftn5&gt;
&lt;P ?&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot;&gt;[5]&lt;/A&gt;   D.de Werra&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV id=ftn6&gt;
&lt;P ?&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot;&gt;[6]&lt;/A&gt;   Swiss Federal Institute of Technology&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV id=ftn7&gt;
&lt;P ?&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot;&gt;[7]&lt;/A&gt;   Lausanne&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV id=ftn8&gt;
&lt;P ?&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot;&gt;[8]&lt;/A&gt;   Metaheuristic culture&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV id=ftn9&gt;
&lt;P ?&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot;&gt;[9]&lt;/A&gt;  Hertz&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV id=ftn10&gt;
&lt;P ?&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot;&gt;[10]&lt;/A&gt; Taillard&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P ?&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot;&gt;&lt;/FONT&gt;
&lt;DIV id=ftn1&gt;
&lt;P ?&gt;&lt;A name=_ftn2&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot;&gt;[12]&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot;&gt; Objective function&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 06 Mar 2009 20:32:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=ch-electrocomp&amp;postid=49</comments>
<dc:creator>ch-electrocomp</dc:creator>
<guid>http://ch-electrocomp.blogfa.com/post-49.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>فرا رسیدن عاشورای حسینی تسلیت باد</title>
<link>http://ch-electrocomp.blogfa.com/post-48.aspx</link>
<description>
&lt;p align=&quot;baseline&quot;&gt;با درود بر ایرانیان که همواره با ایمان بوده اند و خواهند بود. وبلاگ چمران الکتروکاپ نیز به نوبه ی خود فرا رسیدن عاشورای حسینی را به هم میهنان گرامی تسلیت می گوید .&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;img src=&quot;http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/img/daneshnameh_up/b/bc/zohrashora.jpg&quot; width=&quot;400&quot; /&gt;&lt;/p&gt;


</description>
<pubDate>Sat, 03 Jan 2009 14:20:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=ch-electrocomp&amp;postid=48</comments>
<dc:creator>ch-electrocomp</dc:creator>
<guid>http://ch-electrocomp.blogfa.com/post-48.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>مشخصه یابی مواد نانو </title>
<link>http://ch-electrocomp.blogfa.com/post-47.aspx</link>
<description>&lt;SPAN class=Apple-style-span style=&quot;FONT-WEIGHT: bold; FONT-SIZE: 13px; COLOR: rgb(249,138,60); LINE-HEIGHT: 22px&quot;&gt;میکروسکوپ‌های الکترونی(TEM و SEM)&lt;/SPAN&gt; 
&lt;DIV&gt;&lt;SPAN class=Apple-style-span style=&quot;FONT-WEIGHT: bold; FONT-SIZE: 13px; COLOR: rgb(249,138,60); LINE-HEIGHT: 22px&quot;&gt;&lt;SPAN class=Apple-style-span style=&quot;FONT-WEIGHT: normal; FONT-SIZE: 11px; COLOR: rgb(0,0,0)&quot;&gt;
&lt;H3 style=&quot;MARGIN-TOP: 5px; FONT-WEIGHT: 600; FONT-SIZE: 9pt; MARGIN-BOTTOM: 5px; COLOR: rgb(153,51,0); DIRECTION: rtl; TEXT-ALIGN: center&quot;&gt;1. میکروسکوپ الکترونی عبوری  (TEM)&lt;/H3&gt;
&lt;P style=&quot;PADDING-RIGHT: 0px; PADDING-LEFT: 0px; PADDING-BOTTOM: 0px; MARGIN: 0px; PADDING-TOP: 0px&quot;&gt;
&lt;H2 style=&quot;MARGIN-TOP: 0px; FONT-WEIGHT: 600; FONT-SIZE: 9pt; MARGIN-BOTTOM: 0px; COLOR: rgb(153,51,0); DIRECTION: rtl; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;
&lt;P style=&quot;PADDING-RIGHT: 0px; PADDING-LEFT: 0px; PADDING-BOTTOM: 0px; MARGIN: 0px; PADDING-TOP: 0px&quot;&gt;1-1. مقدمه&lt;/P&gt;&lt;/H2&gt;
&lt;P style=&quot;PADDING-RIGHT: 0px; PADDING-LEFT: 0px; PADDING-BOTTOM: 0px; MARGIN: 0px; PADDING-TOP: 0px&quot;&gt;میکروسکوپ الکترونی عبوری از جمله میکروسکوپ‌های الکترونی است که در آن از پرتو الکترونی متمرکز شده برای به دست آوردن تصاویر استفاده می‌شود. در این میکروسکوپ، یک پرتو الکترونی مثل نور از درون نمونه عبور کرده و متأثر از ساختار درونی نمونه می‌شود. در واقع؛ هنگامی که الکترون‌ها در میکروسکوپ الکترونی عبوری از درون نمونه عبور می‌کنند، انرژی خود را از دست می‌دهند و از طرف دیگر نمونه خارج می‌شوند. الکترون‌های خروجی دارای توزیع خاصی از انرژی هستند که مختص عنصر یا عناصر تشکیل دهنده‌ی نمونه است.&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;PADDING-RIGHT: 0px; PADDING-LEFT: 0px; PADDING-BOTTOM: 0px; MARGIN: 0px; PADDING-TOP: 0px&quot; align=baseline&gt;پرتو الکترونی عبور کرده از نمونه، ‌روی یک صفحه‌ی فسفری متمرکز و سپس نمایش داده شده و یا برای پردازش کامپیوتری به یک کامپیوتر فرستاده می‌شود. نمونه‌ای از تصاویر (TEM( Transmission Electron Microscopy حاصل از نانوسیم‌ها در شکل (1-1) نشان داده شده است.&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;PADDING-RIGHT: 0px; PADDING-LEFT: 0px; PADDING-BOTTOM: 0px; MARGIN: 0px; PADDING-TOP: 0px&quot;&gt;&lt;IMG src=&quot;http://img.tebyan.net/big/1387/08/496316153168502123383125120116716225134.jpg&quot;&gt;&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;PADDING-RIGHT: 0px; PADDING-LEFT: 0px; PADDING-BOTTOM: 0px; MARGIN: 0px; PADDING-TOP: 0px&quot;&gt;&lt;SPAN class=Apple-style-span style=&quot;COLOR: rgb(51,0,255)&quot;&gt;برای دیدن همه ی نوشته  به دنباله ی نوشته بروید...&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;PADDING-RIGHT: 0px; PADDING-LEFT: 0px; PADDING-BOTTOM: 0px; MARGIN: 0px; PADDING-TOP: 0px&quot;&gt;&lt;SPAN class=Apple-style-span style=&quot;COLOR: rgb(51,0,255)&quot;&gt;&lt;BR&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;PADDING-RIGHT: 0px; PADDING-LEFT: 0px; PADDING-BOTTOM: 0px; MARGIN: 0px; PADDING-TOP: 0px&quot;&gt;&lt;SPAN class=Apple-style-span style=&quot;COLOR: rgb(51,0,255)&quot;&gt;&lt;BR&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;PADDING-RIGHT: 0px; PADDING-LEFT: 0px; PADDING-BOTTOM: 0px; MARGIN: 0px; PADDING-TOP: 0px&quot;&gt;&lt;SPAN class=Apple-style-span style=&quot;COLOR: rgb(51,0,255)&quot;&gt;&lt;SPAN class=Apple-style-span style=&quot;FONT-SIZE: 12px; COLOR: rgb(0,0,0); LINE-HEIGHT: normal&quot;&gt;&lt;A href=&quot;http://www.mi118.com/Register.aspx?Ref=57261&quot;&gt;&lt;/A&gt; &lt;A href=&quot;http://www.iranmc.org/AdsAffiliate.php?AdsID=7562&quot; target=_blank&gt;&lt;/A&gt; 
&lt;CENTER&gt;&lt;A href=&quot;http://www.iranmc.org/AdsAffiliate.php?AdsID=7562&quot; target=_blank&gt;&lt;/A&gt; &lt;/CENTER&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;PADDING-RIGHT: 0px; PADDING-LEFT: 0px; PADDING-BOTTOM: 0px; MARGIN: 0px; PADDING-TOP: 0px&quot;&gt;&lt;SPAN class=Apple-style-span style=&quot;COLOR: rgb(51,0,255)&quot;&gt;&lt;BR&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;PADDING-RIGHT: 0px; PADDING-LEFT: 0px; PADDING-BOTTOM: 0px; MARGIN: 0px; PADDING-TOP: 0px&quot;&gt;&lt;SPAN class=Apple-style-span style=&quot;COLOR: rgb(51,0,255)&quot;&gt;&lt;BR&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;PADDING-RIGHT: 0px; PADDING-LEFT: 0px; PADDING-BOTTOM: 0px; MARGIN: 0px; PADDING-TOP: 0px&quot;&gt;&lt;SPAN class=Apple-style-span style=&quot;COLOR: rgb(51,0,255)&quot;&gt;&lt;BR&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/DIV&gt;</description>
<pubDate>Thu, 30 Oct 2008 02:07:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=ch-electrocomp&amp;postid=47</comments>
<dc:creator>ch-electrocomp</dc:creator>
<guid>http://ch-electrocomp.blogfa.com/post-47.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>هارمونیک ها</title>
<link>http://ch-electrocomp.blogfa.com/post-46.aspx</link>
<description>&lt;SPAN lang=FA&gt;امروزه استفاده از بارهای غیر خطی روبه افزایش است و به تبع آن مقادیر هارمونیک­ها نیز افزایش می­یابد استاندارد برای کیفیت برق تحویل شرکتهای توزیع برق را ملزم به رعایت حدودی نموده که با توجه به آن مقادیر هارمونیک­ها از میزان تعیین شده نباید بیشتر باشد&lt;/SPAN&gt; &lt;BR&gt;
&lt;CENTER&gt;&lt;A href=&quot;http://www.mi118.com/Register.aspx?Ref=57261&quot;&gt;&lt;/A&gt; &lt;A href=&quot;http://www.iranmc.org/AdsAffiliate.php?AdsID=7562&quot; target=_blank&gt;&lt;/A&gt; 
&lt;CENTER&gt;&lt;A href=&quot;http://www.iranmc.org/AdsAffiliate.php?AdsID=7562&quot; target=_blank&gt;&lt;/A&gt; &lt;/CENTER&gt;&lt;/CENTER&gt;</description>
<pubDate>Tue, 21 Oct 2008 18:23:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=ch-electrocomp&amp;postid=46</comments>
<dc:creator>ehsan</dc:creator>
<guid>http://ch-electrocomp.blogfa.com/post-46.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>شبکه </title>
<link>http://ch-electrocomp.blogfa.com/post-45.aspx</link>
<description>&lt;B&gt; &lt;/B&gt;به نام خدا&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;شبکه (Network)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;معرفي شبكه پهناور جهاني (World Wide Web)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;قبل از بوجود آمدن اينترنت و وب, روياي زاندا مطرح بود. در اين رويا تمامي علوم, مستندات, تصاوير, صوت, ويدئو و… توسط هر فرد كه داراي يكدستگاه كامپيوتر بود در هر زمان و مكان د لخواه, قابل دستيابي بود. زاندا، روياي&quot; تدنلسون &quot; از يك كامپيوتر خيالي بود. وي دنيائي را كه در آن اطلاعات از طريق ابر متن ها و ابر رسانه ها بصورت يك شبكه تار عنكبوتي بهم متصل و مرتبط مي گرديدند, پيش بيني كرده بود. در اين دنيا اطلاعات بصورت يك كتابخانه جهاني در نظر گرفته مي شوند. دستيابي به اين كتابخانه جهاني و استفاده از آن تاثير شگرفي در جوامع متفاوت بشري را بدنبال داشته و منشا بروز تحولات عظيم در حيات بشري خواهد بود.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;پس از مقدمه ی بالا می توانید دو مقاله ای را که در &quot;دنباله ی نوشته &quot; برای دانلود گذاشته شده دانلود کنید.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;منبع : &lt;A href=&quot;http://www.persianpdf.com/&quot;&gt;www.persianPDF.com&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;مقدمه از  کتاب الکترونیکی آشنایی با تعاریف سیستمهای نرم افزار و شبکه &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;گرداورنده : غلامرضا امیریان&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;واژگان پایه : شبکه، TCP،IP،client،node،IPSEC،network&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: center&quot;&gt;&lt;STRONG&gt;                                 &lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;CENTER&gt;&lt;A href=&quot;http://www.mi118.com/Register.aspx?Ref=57261&quot;&gt;&lt;/A&gt; &lt;A href=&quot;http://www.iranmc.org/AdsAffiliate.php?AdsID=7562&quot; target=_blank&gt;&lt;/A&gt; 
&lt;CENTER&gt;&lt;A href=&quot;http://www.iranmc.org/AdsAffiliate.php?AdsID=7562&quot; target=_blank&gt;&lt;/A&gt; &lt;/CENTER&gt;&lt;/CENTER&gt;</description>
<pubDate>Sat, 04 Oct 2008 10:14:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=ch-electrocomp&amp;postid=45</comments>
<dc:creator>ch-electrocomp</dc:creator>
<guid>http://ch-electrocomp.blogfa.com/post-45.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
